
خواستگاری داستان جالبی حضور شخصی غریبه در خانه ات که میتواند بعدها جزو عزیزانت شود. آره وقتی خواستگاری وارد خونه میشه اضطراب وجود رو میگیره که آیا این مرد میتونه جگر گوشه ی منو خوشبخت کنه خودم وقتی ازدواج کردم 26 سالم بود مادرم از خداش بود که از شر من خلاص بشه یه نون خورم که کم میشد،خودش کلی جای ذوق داشت بیچاره شدم تا ازدواج کردم میومدن و میرفتن،یا من اونا رو نمیخواستم یا اونا منو بالاخره به یکی...
ادامه مطلب